زندگی زیباس!!!!

سلام

خوبین؟

آخیشششششششششششش راحت شدم. کنکور هم به سلامتی تموم شد.

در کل 15 نفر بودیم که کنکور میدادیم.(منظورم تو فرانکفورته) من تنها کسی بودم که فقط یه کنکور اون هم زبان میده. بقیه همه به علاوه به رشته شون زبان خارجی یا هنر هم داشتن.

فکر نمیکردم که بتونم راحت و خوب به سوالا جواب بدم.

موقع امتحان تخصصی,آقای ناظری که از ایران اومده بود, نمیدونم چرا از بین همه به من گیر داد که چرا برگت رو نمیدی, منم گفتم 3 تا سوال مونده که جواب بدم.گفت موندی برسونی یا که بهت برسونن.

آخرش هم اون 3 تا سوال بی جواب موند و از 75 تا سوال 72 تا رو زدم.

یه حس خوبی میگه که ای ول که قبولم.

فقط امیدوارم که توهم نباشه این حسم.

به هر حال:

حالا میشه یه نفس آروم بدون استرس کشید, اما خوب اینجوری هم که میخوام نیست.

یکی از بهترین دوستام رو همون روز واسه آخرین بار دیدم

دلم میخواست اصلا حرف رفتن نزنه, اما اون هی میگفت. خوب حق هم داشت. بعد از چند سال به آرزوش رسید و واسه همیشه رفت ایران.نمیدونم چرا اما همش میخواستم بخندونمش!!!

نمیدونم تونستم یا نه......اما....

عزیزم, کوچولوی زنجیری(درست نارنگی بخور,چرا عین بز میخوری), سطل شیر, عشق گوشت, دلم بدجوری برات تنگ میشه نامرد.

دلتون شاد و لبتون خندون!!!

 

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنها

تو رو خدا به وبلاگم بیا و کمکم کن

استرس

نفس اروم ، بدون استرس ، خیلی خوبه ، اما اگر همیشگی باشه ! که نیست .....

محسن

ايران خودمون چش بود رفتي توديارغربت اونم كجا ---امتحان بدي ؟سلام مارو به ايرونياي عزيزبرسون-باي

محسن

ايران خودمون چش بود رفتي توديارغربت اونم كجا ---امتحان بدي ؟سلام مارو به ايرونياي عزيزبرسون-باي

محسن

ايران خودمون چش بود رفتي توديارغربت اونم كجا ---امتحان بدي ؟سلام مارو به ايرونياي عزيزبرسون-باي

محسن

ايران خودمون چش بود رفتي توديارغربت اونم كجا ---امتحان بدي ؟سلام مارو به ايرونياي عزيزبرسون-باي

فاضل

گفتم بیام ادامه ی نظزم رو بدم :دی بالاخره تموم شد راستی این چیه تو خونتون نگه میدارین؟ با زنجیر بستینش. نارنگی بد میخوره. سطل شیر می ذارین جلوش ... بز دارین ؟ راستی این محسنم انگار قسم خورده هر نظر رو 5 بار بگه

نازی نازگلک

آقا فاضل اون چیزی نیست. بهترین دوست من ز. هستش. تمام اون تیکه ها هم مال خاطره هامونه!! دلت شاد و لبت خندون!!!

meghzip

يك سلام و باقى همه چطوريد و چطورند وقتى سمت امواج من توفانى ست سلام غزل مى شود ترانه مى شود و دوبيتى هاى بابا پوشيده در احوالپرسى هاى روزانه به سراغم اگر میائی... خوبی؟ منم یادته؟ خیلی دلم برات تنگ شده خیلی وقت بود حالم خوب نبود...

meghzip

... و ساعتى در مچ دستت مى كشيدم و بعد وقت مى گرفتم از تو براى ساعتى درد دل كردن! ... و هم اگر تنهايى تنهايم مى گذاشت به فرصت پلكى از قاب عكس پايين مى پريدم و از روى غلط هاى املايى اولين شعرم هزار بار مى نوشتم اگر تنهايى تنهايم مى گذاشت!