محرم آمد....

hossein2.jpg

وقتي از مدرسه اومدم؛ ديدم مامان حاضر شده و داره ميره. تا اون لحظه درست باورم نشده بود. لباس سياهي كه تنش بود ديگه مطمئنم كرد.بغضي نا مفهوم توي گلوم نشست.انگار غم تمام دنيا به سراغم اومده بود.خودم هم لباس مشكي پوشيده بودم اما درست درك نكرده بودم چرا؟؟؟ با اينكه ميدونستم كجا ميخواد بره باز هم پرسيدم: مامان كجا ميري؟ گفت ميرم مسجد مثل اينكه يادت رقته امزور اول ماه محرم هستش.زود بيا كه كلي از كارها مونده...كارت رو ديشب نصفه گذاشتي اومدي...راستي نازي...

مامان داشت همينجوري سفارشات هميشگي رو ميگفت اما من نميشنيدم...انگار كه توي يك دنياي ديگه بودم.... تو فكر حرفهاي مامان...ديشب..محرم...

آره يادم اومد...ديشب خود من تمام پرده سياه هاي قسمت خانمها رو نسب كردم؛كار آسوني هم نبود...نبردبون لق لق ميزد..يكي بايد نگه ميداشتش اما من پرو تر از اون بودم...

با يه يا علي دلم قرص ميشد كه كارم رو ميتونم خوب انجام بدم...اما ديشب فقط تو فكر خوشگل وايستادن پرده ها بودم كه مرتب باشن...اما اصلا يادم نبود كه واقعا محرم رسيده...تمام عالم سياه پوش ميشه...از غم حسين غريب غربا! ما هم اينجا غريب هستيم...جايي كه كسي به جز ما ايراني ها و شيعه ها حسين رو نميشناسه...!

باز هم عزا داري ها و گريه ها شروع شد!سينه زدن ها...نوحي سرايي ها!!!

آخ كه دلم هواي ايران رو كرده.7 سالي ميشه كه ماه محرم ايران نبودم!

چقدر دلم براي دسته هاي مرتب؛صداي طبل ها؛هماهنگي دوهل ها و جيلينگ جيلينك زنجير ها تنگ شده!!! روز عاشورا؛حليم خاله؛ قيمه همسايه؛ آتيش زدن خيمه ها؛ دلم براي تك تك ابن لحظه ها تنگ شده!!!

تمام اينها برای عزاي اون عزيزان بود. براي عزاي ميوه دل زهرا! تمام زندگي زينب؛ حسين(ع)! حسيني كه با تكرار اسمش غم عالم به سراغم مياد. ماتمهاي زينب، زينبي كه نشانه صبر و ايثار و عشق است.رقيه دختركي كه فقط به فكر لبهاي خشكيده بابا بود. ابوالفضل كه تمام وفاي عالم توي نگاهش خلاصه ميشد! و تمام ديگر شهيدان، علي اكبر جوان شهيد و علي اصغر كه تنها گناهش تشنگي بود! گناه تمام آنها عشق به خدا بود و شكنجه آنها تشنگي و در آخر....

واي كه اين ايام زمان را هم به گريه مي اندازد ، تمام پرنده ها مرثيه سر ميدهند ، دل انسان خون ميشود و جگرش براي اين عاشقان واقعي موسوزد. قلبم آتيش ميگيره.

اي كاش این زمان طولاني تر بشه تا ما بيشتر بتونيم براي اسطوره عشق عالم گريه كنيم!! گريه هايي كه نفس كشيدن را هم براي آدم سخت ميكنن.

همه جا كربلا و هميشه عاشورا

اينجا هم عاشوراي حسيني به ياد كربلا بر پاست!!!

اي حسين غريب ما را در اين غربت ياري كن!!!

وقتي به خودم اومدم كه مامان رفته بود...ومن رو تو افكارم تنها گذاشته بود..يادم نمياد باهاش خداحافظي كرده باشم..اما الآن ميگم: مامان خدا حافظ.

حسين (ع) يار و ياورت باشه.

آمین

arbaein_10.jpg

/ 5 نظر / 9 بازدید
داداش سيامک

سلام نازگلک خوبی؟؟؟؟ وای محرم اومد با خاطرات منم خيلی خاطره ها از محرم دارم پيش منم بيا وبلاگم برای محرم کلی برنامه داره متظرتم قربانت:داداش سيامک

احمد

هرگز نمي گيرد كسي در قلب من جاي تو را هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را خورشيد عشق تو هنوز سوزد مرا سر تا زپاي در كوي راه زندگي روشن كند راه مرا حسين

ثامر

salam ziba kar kardi in rozha arzeshe balai dare ghashange

امير

سلام دوست قديمی.نميدونم منو يادته يا نه.اگه به من سر بزنی ژيام های خودتو تو نظرات ميبينی.يا امام حسين

گم شده پیدا شده

در پناه اقا ابالفضل خيلی خوبه ۱ سئوال ؟ چطور ميشه عکسارو ذخيره کرد ؟ شمع